|
دروازه ی طلایی آن را نگاه کن! تا شهر مرگ راه درازی نمانده است.
|
به ایشان گفت:
(یکی از شما به من خیانت می کند،...
آن که اول ،دستش را با دست من ،به سوی بشقاب دراز کرد)...
آن گاه به ایشان فرمود:( امشب همه شما مرا تنها می گذارید .
چون در کتاب آسمانی نوشته شده
که خدا چوپان را می زند و گوسفندان گله ،پراکنده می شوند .)
پطرس گفت:
(اگر همه شما را تنها گذارند ؛من از کنار شما دور نخواهم شد.)
عیسی به او گفت:
(باور کن که همین امشب ،
پیش از آن که خروس بخواند،
تو سه بار مرا انکار کرده و خواهی گفت که مرا نمی شناسی!)
انجیل متی