تبليغاتX
دروازه طلایی
دروازه ی طلایی آن را نگاه کن! تا شهر مرگ راه درازی نمانده است.

یک آقایی بود که چند سالی آمریکا زندگی می کرد همون جا هم ازدواج کرده بود و دو تا بچه داشت . خانم این آقا یک زن امریکاییه تازه مسلمون بود که  با فرهنگ اون جا بزرگ شده بود و طبیعی بوده که براشون مشکل پیش بیاد ؛ البته بستگی به تحمل طرفین و نوع نگاهشون به زندگی و یک سری چیزهای دیگه داره ؛من چون زندگی خواهر خودم را دیدم تقریبا می دونم چه وضعیتی پیش میاد و با ید بگم اکثرا به مشکل جدی بر نمی خورند فقط اولش تفاوت فرهنگییه که دو طرف باید هواسشون باشه!

این آقا نتونست دوام بیاره چون اون خانم دوست داشت هر کاری بکنه جز اینکه همسرشو راضی نگه داره ؛سرپرستیه بچه هارو داد به پدرشون و رفت دنبال زندگیش!اون آقا هم بچه هارو بزرگ کرد یک دختر و یک پسر.

اینو دخترش گفت که یک دفعه که داشتند می رفتند آمریکا پدرشون خبر داده که ما به دیدن مامان هم میریم و برادرش از خوشحالی جیغ کشیده ،پدرش هم گفته ولی مادرتون با یکی ازدواج کرده، گفتم تا بدونید و... .می گفت برادرم یهو مچاله شد ،آروم رفت زیر صندلی و پشت سر هم می گفت داری دروغ می گی ...از اون موقع برادرش از زبان انگلیسی که زبان مادریش بوده و می تونسته خوب صحبت کنه متنفر شده!بعد از اون قضیه هم دیگه حاضر نشده با مادرش صحبت کنه البته مادرش از اون مرد هم طلاق گرفت و تا سه بار هم ازدواج کرده  که فعلا با این آخری ساخته . ولی این آقا تو ایران هنوز نتونسته بعد از اون با کسی ازدواج کنه یعنی می خواسته اما نشده.خواهرم می گفت برعکسه زنها بعد از طلاق فرصت ازدواج براشون پیش نمیاد عوضش مردا راحتند ولی این دو تا مثل این که تو یک دنیای دیگه ای زندگی می کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 تیر1387ساعت 11:32  توسط مرضیه مرادی  | 

و شب وقتی عیسی با دوازده شاگرد خود سر میز شام می نشست ؛

به ایشان گفت:

(یکی از شما به من خیانت می کند،...

آن که اول ،دستش را با دست من ،به سوی بشقاب دراز کرد)...

آن گاه به ایشان فرمود:( امشب همه شما مرا تنها می گذارید .

چون در کتاب آسمانی نوشته شده

که خدا چوپان را می زند و گوسفندان گله ،پراکنده می شوند .)

پطرس گفت:

(اگر همه شما را تنها گذارند ؛من از کنار شما دور نخواهم شد.)

عیسی به او گفت:

(باور کن که همین امشب ،

پیش از آن که خروس بخواند،

تو سه بار مرا انکار کرده و خواهی گفت که مرا نمی شناسی!)

                                                            انجیل متی

+ نوشته شده در  شنبه 15 تیر1387ساعت 18:14  توسط مرضیه مرادی  |